آبدان
صندوق شماره 16 کتابخانه عمومی
مجموع 920 میر حسین 193 احمدی نژاد 689
صندوث شماره 17 مدرسه راهنمایی حضرت خدیجه
مجموع 699 میر حسین 176 احمدی نژاد 497
صندوق شماره 18 امام خمینی
مجموع 879 میر حسین 203 احمدی نژاد 626
صندوق شماره 19 دبیرستان علامه طباطبایی
مجموع 956 میرحسین 227 احمدی نا 683
سیار 1 جاشک کنارترشان ملگه
مجموع 365 میر حسین 61 احمدی نزتاد 380
سیار 2 سرمستان گیشی لوحک
مجموع 499 میر حسین 499 میرحسین 111 احمدی ن 380
جمع آراء 4318 میرحسین 971 احمدی نژاد 3169
سخنرانی دکتر موسوی خواهر مهندس میرحسین موسوی در مسجد جامع دیر
با استقبال پرشور وبی نظیر مردم دیر مواجه شد. بطوریکه چند دقیقه پس از شروع
مراسم جا برای نشستن وجود نداشت ومردم بصورت سرپا و بیرون از مسجد به
صحبتهای ایشان گوش میدادند.قبل از سخنرانی خانم دکتر موسوی چند دقیقه ای
خانم دکتر عدالت نماینده مردم دشتستان در مجلس ششم در باره لزوم شرکت
در انتخابات صحبت نمودند.
* چرا میر حسین ؟؟
** توقعات شما از دولت میر حسین ؟
# حیدر منصوری : فوق لیسانس – شاعر – فرهنگی .
* به تعبیر زیبای خاتمی عزیز ؛ پیروزی میر حسین ،پیروزی استقامت وآزادی میباشد، پیروزی همه کسانی است ، که حماسه دوم خرداد را آفریدند، موسوی باتجربه هشت ساله نخست وزیری، مدیریت بحران ،دوران جنگ را تجربه کرده است ،برنامه های مدون اقتصادی دا شته و آگاهی لازم را نسبت به مسائل اقتصادی به عنوان نقطه عطف در کار نامه درخشان خود دارد، احترام به عزت هنر مندان، نویسندگان ،شاعران، ورزشکاران و همه اقشار از دیگر ویژگیهای است، که در برنامه های میر حسین هویداست .
** توقع وانتظار بنده این است: به وعده هایی که میدهد عمل کند واین را از اخلاق گرایی، ایمان، قداست و صداقتی که در میر حسین است ، بعید نمیدانم .
# غلامرضا درویشی : هنرمند- تئاتر :
* جناب آقای مهندس میر حسین موسوی، را فردی متدین، متعهد ودارای تجربه بسیار بالا در عرصه سیاسی ، اجتماعی ،اقتصادی وفرهنگی میدانم – تفکر خود را نزدیک به میر حسین میدانم و احساس میکنم با انتخاب ایشان مسیر رسیدن به خواسته ها هموارتر شده ونور امید بار دیگر همچون خرداد76در جامعه متشعشع میگردد .
** روح شادابی و نشاط را به جامعه باز گرداند، وضعیت اقتصاد متزلزل و بیمار را بهبود بخشد و مسئولیتها را به افراد متدین با سواد با فرهنگ با شخصیت واگذار کند، در راه اجرای قانون با هیچ کس تعارف نداشته باشد .
# سید مرتضی کراماتی – شاعرو نویسنده
* حق انتخاب، نعمتی است که خداوندگار هستی به انسان بخشیده است و شکرانه این نعمت، خوب انتخاب نمودن ، خوب شناختن و خوب پیدا کردن است و همین دلیل کافی است تا در این برهه حساس و در این شرائط که به تعبیر بزرگان ،کشور به پرتگاه نزدیک شده است ،برای حفظ ارزشهای انسانی و حال که این فرصت فراهم شده است، با اعتماد، به فرهیخته ای از جنس بهار، که ریشه در معنویت دارد و دستش به آسمان میرسد ،حق سرنوشت را اداء نماییم و میر حسین از نظر این قلم ،برجسته ترین فردی است که در کنار دیگران بر میگزینیم .
** انتظارم این است یک شعار ومصداق: پندار نیک - کردار نیک و گفتار نیک را سرلوحه امورات قرار دهد و هویت ایرانی اسلامی را در جامعه ،خصوصا نسل امروز و فردای جامعه زنده نماید .
خبرنگار هفته نامه نسیم جنوب در حوزه جنوبی استان بوشهر-
ابراهیم دانش
14 /3/88
کنجیر :کار ی از ابراهیم دانش
سوال :
*(1) چرا به میر حسین موسوی رای میدهید ؟
**(2)توقعات شما از دولت آینده مهندس موسوی چه میباشد ؟
# علی کرمی فوق لیسانس مدیریت آموزشی – باز نشسته فرهنگی
*با توجه به اینکه نظام جمهوری اسلامی براساس آراء مردم شکل گرفته و جمهوریت نظام در کنار اسلامیت نظام پر اهمیت میباشد؛ لذا دوست دارم فردی مسئولیت ریاست جمهوری بر عهده داشته باشد که هر دو بال نظام یعنی جمهوریت واسلامیت را با همدیگر به پیش ببرد و از همه مهمتر، اعتقاد دارم که میر حسین موسوی بر اساس مدیریت و برنامه مملکت را اداره خواهد نمود.
**توقع بنده از ایشان و کابینه دولت ایشان این است که :
(1) نظام مدیریت وبرنامه ریزی در کشور احیاء گردد.
(2) حقوق شهروندی برای همه افراد جامعه اقوام احیاء شود .
(3) کشور ایران از نظر ذخائر صنعتی و فکری در خاور میانه بی نظیر است، طلب میکند که ما بر اساس عزت حکمت ومصلحت تنش زدایی نماییم .
# عبدالرسول عبدااللهی لیسانس –کارمند
*ایشان دارای تخصص و تعهد و اندیشه نوین مطابق با توقعات جامعه امروزی ما میباشند .
**انتظار بنده از دولت ایشان، ایجاد تغییر در جلو گیری از روند تخریب میهن اسلامی ، زنده کردن جامعه مدنی ، رشد مردم سالاری ، شایسته سالاری ، از بین بردن احزاب پادگانی واز همه مهمتر حفظ وحفاظت از دین که در حال حاضر به عنوان یک ابزار برای برخی افراد مقدس ومتحجر گردیده است .
به امید حکومت قانون واندیشه .
زر وتزویر با هم خوگرفته
به لنگر گاه دین پهلو گرفته
به شمشیر زر و تسبیح و تزویر
ز جنگل روح از گل بو گرفته
# ضیاء کرمی لیسانس حقوق – وکیل
*بنده به دلیل تفکرات و برنامه های روشن و به دور از جنجال اندیش، مهندس موسوی، به ایشان رای میدهم .
**از دولت ایشان انتظار وتوقع دارم:
اقتصاد ملی را توسعه و یکبار دیگر زنده نماید و به حقوق شهر وندان اهمیت داده و این فضای پلیسی و امنیتی که بر کشور و جامعه حاکم شده را تغییر و در زمینه دو درصد از درآمد نفت که یادگار دولت اقای خاتمی، به این مناطق اختصاص داده شده بود و اکنون قطع شده است رامجددا اجراو نسبت به استان بوشهر که ایشان در سفر استانی در فرمایشات خود تاکید ویژه داشتند، محرومیت زدایی را مد نظر قرار دهند .
# عباس مرادی لیسانس – جانباز بازنشسته
* میر حسین را انتخاب مینمایم: چون ایشان را فردی صادق میبینم، زیرا امروز،واژه صداقت در کشور ما مفعوم غریبی شده است ؛به ایشان رای میدهم: زیرا مدیر ،مدیریت بحران لقب گرفته و با توجه به اوضاع بد سیاسی، اقتصادی کشور ما که بسیار بحرانی است، نیاز به موسوی میباشد . به مهندس موسوی آری میگویم:
زیرا ایشان اعتقاد به اصلاح و تغییر وضع موجود کشور را د ارند و کشور ما نیازمند تغییر در ساختار مسائل سیاسی اقتصادی واجتماعی است .
**بنده از دولت آینده مهندس موسوی توقع دارم :که فضای گفتمان و بروز افکار و اندیشه های سیاسی را در جامعه ایجاد ونهادینه نماید و مملکت را از بن بست های موجود اقتصادی رهایی بخشیده و در سیاست خارجی تعامل بسیار خوب با کشورهای دنیا داشته، تا عزت ایرانی را به آنها باز گردانیم .
#حامد توبک - دانشجو :
*ایشان در دوران نخست وزیری و در زمان جنگ تحمیلی و اوج تحریمهای اقتصادی کشور را به خوبی مدیریت نمودند و به ایشان رای میدهم ،زیرا که برنامه های قوی و شفاف دارندو دلیل دیگرم مورد حمایت روسای جمهوری اسلامی سابق (هاشمی و خاتمی ) بوده و در برنامه ایشان تقویت روحیه جوانان و برنامه ریزی برای آینده جوانان میبینم .
** و توقع بنده از دولت ایشان ایجاد رابطه صحیح با سایر کشورها برای تعاملات فرهنگی و اقتصادی و توجه به اصل عدالت – برگزیدن مدیران با تجربه ، با دانش ، متخصص و مهمتر از همه توجه به امر آموزش که مهمترین اصل در پیشرفت یک کشور است، زیرا بدون داشتن یک آموزش وپرورش قوی تا مرز پیشرفت فاصله زیاد است .
# ابوذر سبزی- دانشجو
* بنده ضمن انتقاد به سیاستهای دولت آقای احمدی نژاد ،در زمینه های سیاسی واقتصادی، مایلم این بار فردی به صحنه بیاید، که به ایران وایرانی احترام بگذارد و با مطالعه سابقه مهندس موسوی تنها این گزینه را شایسته دانسته و با شخصیت مدیر گونه ایشان دریافتم، که ایشان میتواند به خواسته های بنده که یک جوان هستم پاسخ بدهد .
** انتظار وتوقع دارم که در دولت ایشان :
(1) عموم جامعه ،خاصه جوانان ،اشتغال مناسب ایجاد نماید .
(2) فضای و امکانات ورزشی ، اجتماعی و فرهنگی برای نسل جوان فراهم سازد.
(3) با جوامع صنعتی بزرگ دنیا رابطه آبرومند برقرار نمایند .
(4) حمایت هزینه ای دانشجویان خصوصا در بخش دانشگاه آزاد اسلامی .
(5) رسیدگی به مشکلات جوامع فقیر وکم درآمد .
# غلامرضا ساحلی- دانشجو
*مهندس موسوی، یکی از ذخائر انقلاب بوده و در مدیریت خود را نشان داد که یک مدیر به تمام معنا میباشد .
** و توقع دارم که مشکلات جوانان، مسکن وشغل را برطرف نماید، تحریمهای سیاسی که برای کشور ما درد سر ساز شده را کم نماید و نگرش جامعه جهانی نسبت به ایران وایرانی بسیار بد شده است، با تعامل سازنده با ملل ودول دنیا این ذهنیت منفی را کم نمایند .
# محمد رضا عباسی- دانشجو :
*مهندس موسوی ،برنامه برای امور کشور دارند و به برنامه های شفاف ایشان رای مثبت میدهم
** و انتظار دارم تا کشور ما را با علوم روز دنیا آشنا نموده و تکنولوزی نوین را به کشور ما وارد نماید .
# ابراهیم نودین_ فوق دیپلم-- بازاری :
* با مطالعه برنامه مهندس در یافتم که ایشان است ،که میتواند کشور مارا از این وضع کنونی که هست نجات بدهد ودر شعارهایش بوی عمل میاید .** و توقع دارم بیشتر از این به لایه فقرا وارد شده ودرد آنان را حس نماید و برای جوانان برنامه مدونتری داشته باشد .
# پرویز کرمی - لیسانس-- کارمند :
* مهندس موسوی را فردی صادق مردم دار دیانت همراه با سیاست و با شعور بالای سیاسی میدانم .
** البته هیچکس نمیتواند ادعایی داشته باشد که بتواند تمام مشکلات موجود را حل نماید ،ولی میتواند حداقل با شناسایی امور و حرکت در مسیر رشد، برای برنامه های خود راهکار داشته باشد، بنده هم همچون سایر ایرانیان دوست دارم ،تا رییس جمهور آینده در راستای عظمت وعزت ملی کشورم گام بر دارد، روحیه خود باوری در اقشار مختلف جامعه خاصه جوانان احیاء نموده و فرهنگ گفتگو با مللهای مترقی را باز نماید ،در این سالها احساس میشود با برنامه های نا سنجیده هویت ملی ومذهبی ما در حال گم شدن یا فراموش شدن است و هم چنین برداشت میشود که ملت قادر نیستند ،تا از دولت مردان خودروحیه پرسشگری ؟؟ داشته باشند ،باید این مهم نهادینه شده، تا روحیه پرسشگری خلاق بوجود بیاید ،امور کشور دارای یک واژه مصلحتی بوده ، که از ایشان میخواهم، تا با تعامل با تمام دنیا و معرفی کشور ایران به عنوان نماد، کشورهای مذهبی و همواره در مسیری که به این هویت تعدی و تعرض شود با تمام توان ایستادگی نماید .
# فاطمه شمسی-- دیپلم --بازاری .
* به میر حسین رای میدهم: زیرا با مطالعه کارنامه مدیریتی ایشان اطمینان دارم، که ایشان شعارهایی که میدهند عملی خواهند نمود .
** از دولت ایشان انتظار وتوقع است تا راه حل وچاره ایی برای بیکاران وجوانان مخصوصا دختران بیابند، تا از شدت مشکلات موجود شاهد کاهش بزه کاری در جامعه باشیم، دولت موسوی میتواند با فراهم نمودن امکانات، ورزشی وفرهنگی و هنری در افزایش باورهای علمی اجتماعی دختران کمک نماید .
# سلمان کریم پور- دیپلم-- بازاری
* به میر حسین رای میدهم، زیرا ایشان با کارنامه درخشان خود توانست ،رضایت حضرت امام(ره) را جلب نماید، با مطالعه زندگی نامه ایشان دریافتم که ایشان بسیار توانمند بوده و میتواند به راحتی مدیری، مدبر برای کشور عزیزمان ایران باشد .
** انتضار وتوقع بنده هم همچون سایر ملت ایران معرفی توانمندیهای کشور، عزیزم ایران به دنیا بوده و در حال حاضر برداشت غلطی از کشور ما شده است، ایشان میتواند با گفتگوهای سازنده با دول وملل دنیا این ذهنیت منفی را بخشکاند .
ابراهیم دانش –
خبرنگار هفته نامه نسیم جنوب در حوزه جنوبی استان بوشهر
12 /3/88
قلم - آقای رئیسجمهور میدانند، غمانگیزترین روز برای پیروان قرآن در ایران، روزی بود که معاون دولت اسلامی، به جای فصلالخطاب دانستن کلام وحی، قرائتی جدید و خود خواهانه از روابط میان ایرانیان و اسلام ارائه داد که در تعارض قطعی با آیه 17 سوره حجرات است؟
به گزارش قلم نیوز، "روزهای غمانگیز تری هم داشتیم " عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب یزد است که در آن می خوانید:
" محمود احمدینژاد چند روز قبل در نطق تبلیغاتی خود، سفر سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران به پاریس و نحوه برخورد ژاک شـیـراک بـا او را »یـکـی از غـمانـگـیـزتـریـن روزهـای زنـدگی خود« دانست. ظاهراً آنچه باعث شده است که این غم سنگین، تاکنون هیچ جانشینی در دل رئیس جمهور فعلی ایران پیدا نکند آن است که تصویر غیردقیقی از حضور خاتمی در کاخ الیزه - کاخ ریاست جمهوری فرانسه - در ذهن احمدی نژاد به جا مانده است. به موجب این تصویر، ژاک شیراک بالای پلههای الیزه ایستاده و منتظر مانده است تا خاتمی از پلههای متعدد بالا برود.
البته پس از انتشار ادعاهای اخیر احمدینژاد، بسیاری از سایتهای خبری تصاویری منتشر کردند که ژاک شیراک را در پایین پلههای الیزه در حال استقبال گرم از خاتمی نشان میداد. (1) ضمن آنکه به نظر میرسد برای ارزیابی یک سفر، بایستی مجموعه رفتارهای میزبان در استقبال، مذاکرات و بدرقه را مورد توجه قرار داد و آنگاه قضاوت نمود که این سفر، موجب سربلندی برای کشور شده است و دشمنان را عصبانی نموده یا غم را در دل دوستان جاودانه نموده است!؟
اما حتی اگر قضاوت اخیر احمدینژاد دقیق باشد، به راحتی میتوان روزهای غمانگیزتری پیدا کرد که به خاطر بعضی حوادث داخلی و خارجی، غم دائمی بر دل نسلهای فعلی و آینده - اعم از اصلاحطلب، اصولگرا و بیطرف - گذاشته است. میتوان روز 14 فروردین 85 را به یادآورد که بـرخـی روزنـامـههای داخلی، از خودکشی پدر 46 ساله یک خانواده، پس از به قتل رساندن همسر و 6 فرزند خویش خبر دادند و اعلام کردند دستخط به جا مانده از پدر خانواده، نشان میدهد او به دلیل فقر و ناتوانی از تامین هزینه زندگی، دست به این اقدام زده است؛ (2) درست در همان شرایطی که عدهای در داخل کشور برای رخنه به حیاط خلوت آمریکا، بـه فـکـر گـسـتـرش روابط اقتصادی با سوسیالیستهای آمـریـکای جنوبی بودند!
برای عده زیادی از ایرانیان، غمانگیزترین روز درسالهای اخیر، روزی بود که دادستان تهران اعلام کرد: »اغلب جان باختگان حادثه سعادتآباد، دانشجویانی بودند که برای تامین هزینههای تحصیل، در ساختمان مخروبه سعادت آباد کار میکردند و شب را نیز در همان جا میخوابیدند! « آنچه این غم را غیرقابل تحملتر میکرد آن بود که تا حدود یک ماه بعد از این حادثه جانسوز - و در عین حال موجب شرمساری - بعضی از مسئولان عالیرتبه اجرایی که دل رئوف آنها برای »کودکان کار« در آمریکای جنوبی میلرزد، حتی یک پیام تسلیت منتشر نکردند! و غمانگیزتر آنکه کمی قبل و بعد از این حادثه، اظهارات مقامات سریلانکا و بعضی کشورهای دیگر در رسانههای ایران منتشر میشد که از »سخاوتمندی مقامات ایرانی« تقدیر و تشکر میکردند. عدهای از دانشجویان جزایر سلیمان هم تقدیر ویژه خود رابه خاطر تامین هزینه سفر ایشان به کوبا، تقدیم مسئولان ایـرانـی مـینـمودند! اگر محمود احمدی نژاد به عنوان یک شهروند عادی مجموعه این اخبار را میشنید آیا واقعاً بیش از موضوع »پلههای الیزه« غمناک نمیشد؟
در داخل کشور، باز هم روزهای غمانگیزی وجود داشت؛ روزهایی که صفحات روزنامهها از هشدار نسبت به افزایش مرگ و میر در پایتخت - به خاطر آلودگی هوا - پُر میشد و در کنار آن، ادعاهای شهردار تهران و بعضی نمایندگان مجلس انعکاس مییافت که »دولت در پرداخت بودجههای مصوب برای ساماندهی حمل و نقل عمومی تهران به ویژه بودجه مترو تاخیر کرده است«. در همان روزها، نماینده اصولگرای مجلس با تاکید بر اینکه »هر روز تعلل در اختصاص بودجههای مصوب و تاخیر در راهاندازی بودجه، یک میلیارد تومان زیان به کشور تحمیل میکند« این غم را در دلها جاودانه میساخت که به خاطر اختلاف سیاسی بین دستگاههای حکومتی، سلامت انسانهای بیگناه در معرض خطر است و عدهای بر اثر آلودگی هوا، جان میسپارند.
این اظهارنظرها و هشدارها، عده بسیاری را به فکر فرو میبرد که »مجموعه تاخیرها، چند ده یا چند صد میلیارد تومان به بودجه عمومی خسارت وارد میکند و با این رقم پول، مشکل چند خانواده همچون خانواده 8 نفره تبریزی و چند دانشجو مانند "دانشجویان جان باخته در سعادت آباد" قابل حل بود؟« البته این داستان غمانگیز هنوز ادامه دارد. حدود چهل روز قبل، معاون وزیر کشوراعلام کرد: »اگر دوستان در شهرداری و مترو، مصاحبه نمیکردند و آن حـرف را نـمـیزدند، این پول را سه هفته زودتر مـیدادیم«(3) آیا رئیسجمهور در دل خود، احساس غمناکی نمیکند که برای تنبیه یک مسئول در شهرداری تهران، بودجه مترو با تاخیر پرداخت میگردد و در واقع، علاوه بر همه تاخیرهای قبلی، سه هفته دیگر به دورهای اضافه میشود که کودکان معصوم، هوای آلوده استنشاق مینمایند و بزرگترها، ساعتهای طولانی در ترافیک میمانند و از فشارهای روانی، رنج میبرند؟
آقای رئیس جمهور مایلند باز هم از روزهای غمانگیز بشنوند؟ چند ماه پیش، خبر جعلی بودن مدرک یک وزیر دولت نهم، علیرغم سه هفته اصرار همان وزیر و معاون حقوقی رئیس جمهور بر »صحت مدرک« درصدر اخبار جهان قرار گرفت. آیا در آن روز، آقای رئیس جمهوربه خاطر تحقیر ایران در رسانههای جهانی، دچار غمناکی نشدند؟ روزی که سایتهای خبری، از ضرب و شتم روحانی جانباز - عضو کاروان زیارتی عتبات - توسط سربازان عراقی خبر دادند، چه؟
روزهایی که سربازان عربستان به خود اجازه دادند زنان زائر ایرانی را تحقیر کنند و دستگاه دیپلماسی ایران هم تحرک خاصی برای تنبیه عربستان از خود نشان نداد، هنوز از خاطرهها محو نشده است. علاوه بر آن، در دو سه سال اخیر، اهانت به ایرانیها در مبادی ورودی بعضی از کشورها به یک سنت رایج تبدیل شده است. آیا بهتر نیست چنان روزهایی را نیز در میان »غمانگیزترین روزهای زندگی خود« قرار دهیم؟
آقای رئیس جمهور با این تصور که ژاک شیراک بر بالای پله ایستاد و خاتمی به طرف او رفت، احساس »غم« کرده است، اما هر چه بود شیراک خاتمی را در آغوش گرفت و برای بدرقه او تا پای ماشین آمد. پس ملت ایران این غم را به کجا ببرند که مقام عالی رتبه ایران، دوان دوان به طرف مصریها رفت که »اگر آنها آماده باشند همین امروز سفارتخانه خود در مصر را باز میکنیم«؟»4« زمانی که در پاسخ به این مهرورزی، مصریها بیاعتنایی کردند و بر حجم ادعاهای ضد ایرانی خود افزودند، آیا رئیس جمهور ایران، غم سنگین را در دل خود حس نکرد؟
در شرایطی که اماراتیها بر یارگیری ضد ایرانی خود در مجامع عربی، اسلامی و جهانی میافزودند، رئیس جمهور ایران به امارات رفت و کمتر از ده روز بعد از بازگشت او به ایران، نخست وزیر امارات در سئول اعلام کرد »امارات از برنامه هستهای ایران نگران است«.»5« آیا ملت ایران حق ندارند این گونه تحقیر ایران را از غمانگیزترین خاطرات خود بدانند؟ خاتمی اگر به طرف شیراک رفت، حرکت همراه با وقار او به طرف کسی بود که دست خود را برای در آغوش گرفتن نماینده ملت ایران باز کرده بود، اما تعجیل غیرمنطقی برای ارسال پیام به اوباما و بی اعتنایی 6 ماهه او را چه چیزی جز »غم افزایی« برای ملت ایران میتوان نامید؟ راستی اگر آقای محمود احمدی نژاد به عنوان یک شهروند ساده، این سه خبر را میشنید چه حالی به او دست میداد:
1-رئیس جمهور ایران در گفتگوی تلفنی با نخست وزیر هند، از دولت دهلی نو به دلیل اتخاذ مواضع مثبت و سازنده در آژانس بین المللی انرژی هستهای تشکر کرد و آن را پایهای برای گسترش، تعمیق و تداوم روابط دو جانبه خواند »6«
2- آمریکا، انگلیس، ...، اتریش، هند، آرژانتین و... در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به قطعنامه اروپا علیه ایران رای مثبت دادند »7«
3 - ایران برای گاز خود مشتریان فراوانی -با قیمتهای بالا- از اروپا دارد اما تهران علاقمند به ساخت خط لوله گاز به هند و پاکستان به منظور گسترش صلح و ثبات در منطقه است»8«
راستی شنیدن این سه خبر- که فاصله دو خبر اول ، بیست و چهار ساعت بود- چقدر میتواند موجب غمگینی یک ایرانی شود؟ آیا برای رئیس جمهور ایران، غمانگیز نیست که بگوید »یک ساعت رابطه با اندونزی را بر هزاران سال رابطه با کشورهای غربی ترجیح میدهیم« و پاداش این اظهارنظر سخاوتمندانه، »تبدیل رای ممتنع اندونزی در شورای امنیت، به رای قاطع ضد ایرانی« باشد؟!!
آیا دوستان آقای رئیس جمهور، از تبلیغات چند ماه قبل در خصوص دعوت رئیس جمهور ایران به اجلاس سران عرب در قطر که تکذیب همراه با گستاخی نخست وزیر آن کشور را به دنبال داشت، احساس غم نکردند؟ نظر آقای رئیس جمهور در خصوص بند ضد ایرانی قطعنامه سران شورای همکاری خلیج فارس که ساعاتی بعد از حضور دکتر احمدینژاد در آن اجلاس صادر شد، چیست؟
مردم ایران خاطرات تلخی از زورگویی و استعمارگری انگلیسیها در خاطر دارند. آیا برای این مردم، میتوان غمانگیزتر از روزی پیدا کرد که چند ساعت بعد از اولتیماتوم 48 ساعته نخست وزیر مستاصل انگلیس، »9 « ملوانان متجاوز انگلیسی با سلام و صلوات بدرقه شدند؟
چندی قبل، رسانههای ایرانی اعلام کردند وزیر خارجه ایتالیا به ایران میآید. طبق اعلام همین رسانهها، وزیر خارجه مغرور ایتالیا حاضر نشد رنج سفر به سمنان برای دیدار با رئیس جمهور ایران را بپذیرد و در حالی که ایران آماده استقبال میشد، او سفر خود را لغو کرد. پس از آن هم،ایتالیاییها تلاش کردند لغو سفر را به یک مسئله داخلی ایران - پرتاب موشک سجیل - مرتبط سازند. سه روز قبل، رسانههای خارجی اعلام کردند »وزیر خارجه ایتالیا، بار دیگر سفر خود به ایران را لغو و آن را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران موکول کرده است« که تاکنون این خبر توسط مقامهای ایرانی تکذیب نشده است. آیا کسانی که به عزتمندی ایران میاندیشند حق ندارند به خاطر تکرار دعوت از میهمان پرمدعای خارجی، دچار »غم« شوند؟ آیا موفق جلوه دادن دیپلماسی خارجی دولت نهم از راه افزایش آمار رفت و آمدهای دیپلماتیک، اینقدر برای بعضی افراد ارزش دارد که به وزیر خارجه کشور مافیا اجازه دهند برای سفر به ایران، شرطگذاری کند؟
راستی آقای رئیسجمهور میدانند، غمانگیزترین روز برای پیروان قرآن در ایران، روزی بود که معاون دولت اسلامی، به جای فصلالخطاب دانستن کلام وحی، قرائتی جدید و خود خواهانه از روابط میان ایرانیان و اسلام ارائه داد که در تعارض قطعی با آیه 17 سوره حجرات است؟ »10« آیا به آقای رئیسجمهور نگفتهاند که غمانگیزترین روز برای علاقهمندان به آرمان فلسطین در ایران، روزی بود که علیرغم تأکید مراجع تقلید در خصوص لزوم برخورد با همکار منسوب رئیسجمهور، احمدینژاد بر صفحه تلویزیون حاضر شد و گفت: »موضع مشایی، موضع دولت بود و او مظلوم واقع شد!«»11«
هر یک از نمونههایی که در بالا به آنها اشاره شد به تنهایی غمانگیز است و بسیاری از آنها، غمانگیزتر از داستان »پلههای الیزه«! اما به فرض که هیچ یک از آنها - حتی خودکشی خانواده تبریزی و قربانی شدن چند دانشجو - به تنهایی برای آقای رئیسجمهور در حد موضوع کاخ الیزه، غمانگیز نباشد. آیا مجموعه این حوادث هم درحدی نبوده است که به جای حادثه الیزه بنشیند تا رئیس جمهور ایران بعد از گذشت 4 سال، باز هم یک قصه قدیمی را از غمانگیزترین خاطرات دوران زندگی خویش بنامد؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینویس
1 - شاید بهترین و سرنوشتسازترین اقدام در شرایط فعلی- که میتواند راه را برای بهترین انتخاب در 22 خرداد باز کند- پخش مکرر اظهارات اخیر احمدینژاد به همراه تصاویر مربوط به حضور خاتمی در کاخ الیزه باشد.
2- روزنامه همشهری 14 فروردین 85
3- خبرگزاری ایسنا 31 فروردین88
- خبرگزاریهای مختلف 24 اردیبهشت 86
5-خبرگزاری بلومبرگ 22 می 2007
6- روزنامه همشهری 2 مهر 84
7- روزنامه همشهری 3 مهر 84
8- خبرگزاری مهر 20مرداد 85
9- روزنامه کیهان 15 فروردین 86
10- آیه 17 سوره حجرات: آنها برتو - پیامبر اسلام - منت مینهند که اسلام آوردهاند. بگو " اسلام آوردن خود را بر من منت نگذارید. بلکه خداوند بر شما منت مینهد که شما را به سوی ایمان هدایت کرده است؛ ا گر راستگو هستید."
11- خبرگزاری ایسنا 28 شهریور 87"